پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

می حرام محتسب بادا که بی‌ما می‌خورد!

دارد آب زندگی چون خضر و تنها می‌خورد

گر نسیمی بر بساط عشرت ما بگذرد

شیشه‌ها بر یکدگر چون موج دریا می‌خورد

می‌شوم مست از در میخانه هرگه بگذرم

همچو شاخ گل، دلم آب از کف پا می‌خورد

از پریشانی نباشد اضطراب عاشقان

شعله گر لرزد، نپنداری که سرما می‌خورد!

حرف با حرف آشنا گر شد، جدل در کار نیست

دست‌بوسی کن به یاران، پا چو بر پا می‌خورد

دیده بودی هرگز ای زاهد می گلگون به خواب؟

هرکه با ما می‌شود همراه، این‌ها می‌خورد

بس که افتاده‌ست در کار جهان کاهل سلیم

می‌کند امروز می در جام و فردا می‌خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
  2. شمارهٔ ۴۰۹باغبان خُلد از گلزار ما گل می‌برد
  3. شمارهٔ ۴۱۰دلم چو غنچه ز گلگشت باغ می‌گیرد
  4. شمارهٔ ۴۱۱رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند
  5. شمارهٔ ۴۱۲درین ره کعبه سنگ راه باشد
  6. شمارهٔ ۴۱۳دل آشفته از نام شراب ناب می سوزد
  7. شمارهٔ ۴۱۴کسی کز عاشقی دم زد، چه باک از دشمنی دارد
  8. شمارهٔ ۴۱۵چه پروای گلستان و سر و برگ چمن دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.