پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵

با لطف ساعدت ید بیضا نمی‌رسد

پیش لبت سخن به مسیحا نمی‌رسد

پای برهنه، گرم سراغم که شعله را

از خار زحمتی به کف پا نمی‌رسد

دایم شریک عشرت این باغ بوده‌ایم

گلشن کنون به بلبل تنها نمی‌رسد

ما را ز عیش نیست نصیبی که دست ما

از کوتهی به گردن مینا نمی‌رسد

خاک ار شویم در ره شوق تو چون سلیم

گردی ز ما به دامن صحرا نمی‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۷دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می‌لرزد
  2. شمارهٔ ۴۰۸شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
  3. شمارهٔ ۴۰۹باغبان خُلد از گلزار ما گل می‌برد
  4. شمارهٔ ۴۱۰دلم چو غنچه ز گلگشت باغ می‌گیرد
  5. شمارهٔ ۴۱۱رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند
  6. شمارهٔ ۴۱۲درین ره کعبه سنگ راه باشد
  7. شمارهٔ ۴۱۳دل آشفته از نام شراب ناب می سوزد
  8. شمارهٔ ۴۱۴کسی کز عاشقی دم زد، چه باک از دشمنی دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.