پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹

شد بهار و شمع با گل آشنایی می‌کند

آشنایی از برای روشنایی می‌کند

با تپانچه می‌توان تا چند رو را سرخ داشت؟

چهره را لعلی شراب کهربایی می‌کند

با کسی الفت مکن هرگز که یاران را فلک

آشنا با یکدگر بهر جدایی می‌کند

هیچ صید از پنجهٔ خونین صیادی ندید

با دل من آنچه آن دست حنایی می‌کند

آنکه دل بر صحبت عمر سبکرو بسته است

خواب خوش در سایهٔ مرغ هوایی می‌کند

هرکه می‌خواهد به تنهایی کند شهرت سلیم

همچو عنقا دخل در کار خدایی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۱سیل ویرانی ز کنج خانهٔ ما می‌برد
  2. شمارهٔ ۴۰۲مرا ز بزم خود آن پر عتاب می‌راند
  3. شمارهٔ ۴۰۳درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد
  4. شمارهٔ ۴۰۴جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود
  5. شمارهٔ ۴۰۵با لطف ساعدت ید بیضا نمی‌رسد
  6. شمارهٔ ۴۰۶می حرام محتسب بادا که بی‌ما می‌خورد!
  7. شمارهٔ ۴۰۷دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می‌لرزد
  8. شمارهٔ ۴۰۸شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.