پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

بی‌لب او باده بر طبع ایاغم می‌خورد

نکهت گل بی‌رخ او بر دماغم می‌خورد

در طریق عشقبازی هرکجا پروانه‌ای‌ست

سرمهٔ خاموشی از دود چراغم می‌خورد

مست می خواهد که گل بر بار باشد صبح و شام

لاله خون از دست گلچینان باغم می‌خورد

جور بخت تیره را از من درین وادی مپرس

در زمان زندگی دیدم که زاغم می‌خورد

دشمنی دارد مداوا با جراحت‌های من

گر به دست پنبه افتد، خون داغم می‌خورد

تا قیامت روی هشیاری نمی‌بیند سلیم

هرکه چون منصور، رشحی از ایاغم می‌خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد
  2. شمارهٔ ۴۰۱سیل ویرانی ز کنج خانهٔ ما می‌برد
  3. شمارهٔ ۴۰۲مرا ز بزم خود آن پر عتاب می‌راند
  4. شمارهٔ ۴۰۳درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد
  5. شمارهٔ ۴۰۴جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود
  6. شمارهٔ ۴۰۵با لطف ساعدت ید بیضا نمی‌رسد
  7. شمارهٔ ۴۰۶می حرام محتسب بادا که بی‌ما می‌خورد!
  8. شمارهٔ ۴۰۷دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می‌لرزد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.