پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷

ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند

ز شیون پنجهٔ دستم به موسیقار می‌ماند

درین گلشن کسی را چون امید عافیت باشد؟

که رنگ گل به رنگ مردم بیمار می‌ماند

بهای باده را پیر مغان گر جنس می‌گیرد

نه سر چون صبح مستان را و نه دستار می‌ماند

سخن در وصف زلفش خیزد از روی سخن، آری

حدیث طرهٔ خوبان به حرف مار می‌ماند

تماشای گلم بی‌او سلیم از بس خلد بر دل

نگه در چشم خونبارم به نوک خار می‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۹شد بهار و شمع با گل آشنایی می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۰۰زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد
  3. شمارهٔ ۴۰۱سیل ویرانی ز کنج خانهٔ ما می‌برد
  4. شمارهٔ ۴۰۲مرا ز بزم خود آن پر عتاب می‌راند
  5. شمارهٔ ۴۰۳درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد
  6. شمارهٔ ۴۰۴جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود
  7. شمارهٔ ۴۰۵با لطف ساعدت ید بیضا نمی‌رسد
  8. شمارهٔ ۴۰۶می حرام محتسب بادا که بی‌ما می‌خورد!
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.