پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

از دل گله ی ما ره اظهار نداند

عاشق بود آن طفل که گفتار نداند

تعلیم ازان گیر که گفتار نداند

شاگرد کسی باش که بسیار نداند

آن خسته دلانیم که ویرانی ما را

همسایه ی دیوار به دیوار نداند

در عشق، کسی را خبر از راز دلم نیست

آتش به سرم سوزد و دستار نداند

رحم است به حیرانی آن کز چمن وصل

چون سرو به پا خیزد و رفتار نداند

با یار سلیم این همه اظهار وفا چیست

عیب گهر آن به که خریدار نداند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱چو حسن سبز تمنای اهل دید بود
  2. شمارهٔ ۳۹۲گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد
  3. شمارهٔ ۳۹۳عشق در هرجا نقاب از روی زیبا می‌کشد
  4. شمارهٔ ۳۹۴ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند
  5. شمارهٔ ۳۹۵خراب نشئهٔ آن لب، می و مینا نمی‌داند
  6. شمارهٔ ۳۹۶به کوی عشق اسیران به بوی یار روند
  7. شمارهٔ ۳۹۷ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند
  8. شمارهٔ ۳۹۸بی‌لب او باده بر طبع ایاغم می‌خورد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.