پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۱

چو حسن سبز تمنای اهل دید بود

مباش گو به چمن گل چو سرو و بید بود

به بزم شوق، پی آب خوردن دل ما

سفال سبز به از چینی سفید بود

فلک چگونه گشاید دری به روی کسی

که هر ستاره ی او قفل بی کلید بود

کدام فیض که در محفل محبت نیست

چراغ کشته ی این انجمن شهید بود

ترا که فصل شباب است جام می مگذار

که می به دست جوانان حنای عید بود

سلیم را ز جنون نیست بیم کشته شدن

که مست عشق ترا تیغ، برگ بید بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۳عشق در هرجا نقاب از روی زیبا می‌کشد
  2. شمارهٔ ۳۹۴ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند
  3. شمارهٔ ۳۹۵خراب نشئهٔ آن لب، می و مینا نمی‌داند
  4. شمارهٔ ۳۹۶به کوی عشق اسیران به بوی یار روند
  5. شمارهٔ ۳۹۷ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند
  6. شمارهٔ ۳۹۸بی‌لب او باده بر طبع ایاغم می‌خورد
  7. شمارهٔ ۳۹۹شد بهار و شمع با گل آشنایی می‌کند
  8. شمارهٔ ۴۰۰زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.