پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد

غنچه از خواب در ایام خزان برخیزد

گر سبک می روم از بزم تو بیرون چه عجب

گرد هر طور که بنشست چنان برخیزد

جسم خاکی ست غباری که میان من و اوست

ای خوش آن لحظه که آن هم ز میان برخیزد

گر لب تشنه ی خود را به لب جوی نهم

دود چون اشک من از آب روان برخیزد

دارد ای دوست ز تو شکوه ی بسیار سلیم

وای اگر مهر خموشی ز دهان برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند
  2. شمارهٔ ۳۹۵خراب نشئهٔ آن لب، می و مینا نمی‌داند
  3. شمارهٔ ۳۹۶به کوی عشق اسیران به بوی یار روند
  4. شمارهٔ ۳۹۷ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند
  5. شمارهٔ ۳۹۸بی‌لب او باده بر طبع ایاغم می‌خورد
  6. شمارهٔ ۳۹۹شد بهار و شمع با گل آشنایی می‌کند
  7. شمارهٔ ۴۰۰زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد
  8. شمارهٔ ۴۰۱سیل ویرانی ز کنج خانهٔ ما می‌برد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.