پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۴

به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد

به آن گرمی که گویی شعله‌ای بر خار می‌پیچد

به دستی جام و در دست دگر سیب ذقن دارم

فلک از رشک من امشب به خود چون مار می‌پیچد

سروکاری دلم با جلوهٔ مستانه‌ای دارد

که گل بر خویش می‌پیچد، چو او دستار می‌پیچد

ازان بر هر طرف افتند در معمورهٔ عشقت

که موج سیل بر پای در و دیوار می‌پیچد

شکر را خندهٔ شیرین او هرگه به یاد آید

فغانش در نیستان همچو موسیقار می‌پیچد

ز عکس ماه و موج آب در شب‌ها به جوش آیم

که پندارم بت من چیرهٔ زرتار می‌پیچد

به عجز خویش کردم اعتراف از هیبت عشقت

جهان دست حریفان را به روز کار می‌پیچد

برهمن از برای آنکه اخلاصش به یاد آرد

به جای رشته بر انگشت بت زنار می‌پیچد

گریزی نیست از هم‌صحبت خوش، اهل عالم را

گهر همچون گره بر رشتهٔ هموار می‌پیچد

به یکدیگر سر و تن جذبهٔ آمیزشی دارند

تن منصور چون نخل کدو بر دار می‌پیچد

به زیر آسمان هر مصرعم آوازه‌ای دارد

سلیم آری صدای تند در کهسار می‌پیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۶چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد
  2. شمارهٔ ۳۸۷تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
  3. شمارهٔ ۳۸۸ز دل غبار به چشم پر آب می‌آید
  4. شمارهٔ ۳۸۹از دل گله ی ما ره اظهار نداند
  5. شمارهٔ ۳۹۰می‌خورم خون که حنا آن کف پا می‌بوسد
  6. شمارهٔ ۳۹۱چو حسن سبز تمنای اهل دید بود
  7. شمارهٔ ۳۹۲گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد
  8. شمارهٔ ۳۹۳عشق در هرجا نقاب از روی زیبا می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.