پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد

شد چو یوسف پادشاه، اول پدر را کور کرد!

هر کجا دیوانه ای برداشت سنگی در ختا

آرزوی سیر چینی خانه ی فغفور کرد

آسمان این بزم پر آشوب را آن مطرب است

کز سر بهرام چوبین، کاسه ی طنبور کرد

خصم ما گر عاجز افتاده ست، ما هم عاجزیم

دانه نتواند نگاه از بیم سوی مور کرد

کوچه و بازار از جوش تماشایی پر است

این همه غوغا محبت بر سر منصور کرد

می زنم آتش بر آن از آه تا فارغ شوم

نوک مژگان تو دل را خانه ی زنبور کرد

از گل و سنبل به کارم نیست این آشفتگی

با دل من هرچه کرد، آن نرگس مخمور کرد

نیست چندان خاک در عالم که من برسر کنم

در خرابی بس که طوفان سرشکم شور کرد

خوشدلی هرگز به نزدیکم نمی آید سلیم

گردش ایامم از هم‌صحبتان تا دور کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸ز دل غبار به چشم پر آب می‌آید
  2. شمارهٔ ۳۸۹از دل گله ی ما ره اظهار نداند
  3. شمارهٔ ۳۹۰می‌خورم خون که حنا آن کف پا می‌بوسد
  4. شمارهٔ ۳۹۱چو حسن سبز تمنای اهل دید بود
  5. شمارهٔ ۳۹۲گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد
  6. شمارهٔ ۳۹۳عشق در هرجا نقاب از روی زیبا می‌کشد
  7. شمارهٔ ۳۹۴ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند
  8. شمارهٔ ۳۹۵خراب نشئهٔ آن لب، می و مینا نمی‌داند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.