پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

قاصد، دیگر به تو کم می‌رسد

نامه به مرغان حرم می‌رسد

هر سخنانی که مرا در دل است

بعضی از آن‌ها به قلم می‌رسد

در ره شوقت ز پی رهروان

نقش قدم در دو قدم می‌رسد

ما و سفالین قدح خویشتن

دست که بر ساغر جم می‌رسد؟

جام می محفل خونین‌دلان

ز آبلهٔ دست، به هم می‌رسد

دست شهان چون ز کرم کوته است

دست که دیگر به کرم می‌رسد؟

دست به یاران نرسد گر سلیم

ما و ترا دست به هم می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآرد
  2. شمارهٔ ۳۸۰عشق دل‌ها را به آن زلف چو سنبل می‌دهد
  3. شمارهٔ ۳۸۱بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند
  4. شمارهٔ ۳۸۲مطلب بجز آزار ز مطلوب نباشد
  5. شمارهٔ ۳۸۳مرا بر حاصل کس نیست امید
  6. شمارهٔ ۳۸۴به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد
  7. شمارهٔ ۳۸۵نه همین از تو مرا گرد غم از سینه رود
  8. شمارهٔ ۳۸۶چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.