پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۹

آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآرد

گر شیشه گذارد به بغل، سنگ برآرد

نقصان ز نم اشک نباشد دل ما را

از آب خود آیینه کجا زنگ برآرد؟

چون لاله، سیه خانه شود چشمه ی آتش

زان آه که مجنون ز دل تنگ برآرد

فریاد ز محرومی بلبل که رخ او

نگذاشت که یک گل به چمن رنگ برآرد

مشکل که کسی زنده بماند به دو عالم

مژگان تو چون تیغ پی جنگ برآرد

آسان نتوان برد سلیم از کف ما دل

دیوانه نخواهد ز بغل سنگ برآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۱بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند
  2. شمارهٔ ۳۸۲مطلب بجز آزار ز مطلوب نباشد
  3. شمارهٔ ۳۸۳مرا بر حاصل کس نیست امید
  4. شمارهٔ ۳۸۴به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد
  5. شمارهٔ ۳۸۵نه همین از تو مرا گرد غم از سینه رود
  6. شمارهٔ ۳۸۶چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد
  7. شمارهٔ ۳۸۷تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
  8. شمارهٔ ۳۸۸ز دل غبار به چشم پر آب می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.