پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

خوش آن عاشق که خون از دیدهٔ نمناک او ریزد

چو لاله داغ دل از سینهٔ صد چاک او ریزد

به زاهد جام می را چون توان دادن، ستم باشد

که بعد از مرگ هم کس جرعه ای بر خاک او ریزد

من آن صحرای آتش خیز را مانم که از خشکی

شرر چون شبنم از جنبیدن خاشاک او ریزد

بیا زاهد که در ساغر شرابی هست مستان را

که کوثر آب نتواند به دست تاک او ریزد

به دعوی با جهان گر عشق برخیزد، چه دشوار است؟

که طرح تازه ای نیکوتر از افلاک او ریزد

دل عاشق نصیبی دارد از ناخن که چون میرد

همه کس ناخن خود چیند و بر خاک او ریزد

بهار است و سلیم از بی کسان این گلستان است

مگر گاهی صبا مشت گلی بر خاک او ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷قاصد، دیگر به تو کم می‌رسد
  2. شمارهٔ ۳۷۸چشم من ناز توتیا نکشد
  3. شمارهٔ ۳۷۹آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآرد
  4. شمارهٔ ۳۸۰عشق دل‌ها را به آن زلف چو سنبل می‌دهد
  5. شمارهٔ ۳۸۱بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند
  6. شمارهٔ ۳۸۲مطلب بجز آزار ز مطلوب نباشد
  7. شمارهٔ ۳۸۳مرا بر حاصل کس نیست امید
  8. شمارهٔ ۳۸۴به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.