پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بود

نقل شراب، پسته ی خندان تنگ بود

ساقی ز چهره آینه بر روی بزم داشت

مطرب ز پنجه، شانه کش زلف چنگ بود

گل از حجاب لاله رخان حال غنچه داشت

شکر ز خنده ی لب خوبان به تنگ بود

می کرد مدعی به من اظهار دوستی

امشب ستاره پنبه ی داغ پلنگ بود

هر موج کز محیط پرآشوب روزگار

برخاست، چون ملاحظه کردم نهنگ بود

ننمود مرگ هیچ کس از بیم جان مرا

اوقات عمر من همه چون روز جنگ بود

گردد دلم شکسته ز تندی بوی گل

آن روزگار رفت که این شیشه سنگ بود

چون صورت فرنگ، نگاه تو عام شد

رفت آن زمان که عرصه بر احباب تنگ بود

موج شراب، صیقل آن تا نشد سلیم

چون برگ تاک، آینه ام زیر زنگ بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶به صحرا آن کمان‌ابرو پی نخجیر می‌آید
  2. شمارهٔ ۳۶۷آبروی تیغ را خونگرمی بسمل برد
  3. شمارهٔ ۳۶۸ماه چون روی او نمی باشد
  4. شمارهٔ ۳۶۹می دو ساله به لب های یار من نرسد
  5. شمارهٔ ۳۷۰ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلند
  6. شمارهٔ ۳۷۱حمله ی شوق تو غافل را دل آگاه داد
  7. شمارهٔ ۳۷۲آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند
  8. شمارهٔ ۳۷۳در چمن دوش صبا بوی تو سودا می‌کرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.