پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۳

فصلی چنین که بلبل، از شوق جوش دارد

ننهد پیاله از کف، هرکس که هوش دارد

از عاقلی نباشد الفت به عشق کردن

تابوت ناخدا را دریا به دوش دارد

از یار مصلحت نیست آهنگ شکوه کردن

چون دف به حلقه ما دیوار گوش دارد

دیوانه را غباری بر خاطر از جهان نیست

داند که من چه گفتم هرکس که هوش دارد

سیارگان افلاک، خصمند منعمان را

از کیسه باخبر باش، این خانه موش دارد

راحت سلیم خواهی، کوتاه کن زبان را

آسودگی به محفل، شمع خموش دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۵وجودم را غم عشق تو ای بی‌باک می‌سوزد
  2. شمارهٔ ۳۶۶به صحرا آن کمان‌ابرو پی نخجیر می‌آید
  3. شمارهٔ ۳۶۷آبروی تیغ را خونگرمی بسمل برد
  4. شمارهٔ ۳۶۸ماه چون روی او نمی باشد
  5. شمارهٔ ۳۶۹می دو ساله به لب های یار من نرسد
  6. شمارهٔ ۳۷۰ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلند
  7. شمارهٔ ۳۷۱حمله ی شوق تو غافل را دل آگاه داد
  8. شمارهٔ ۳۷۲آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.