پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

چند چون مرغ کسی بادیه پیما باشد؟

زر ماهی ز سفر کردن دریا باشد

سایه ی بال هما بستر آسایش نیست

ای خوش آن خواب که در سایه ی عنقا باشد

محتسب چون به در میکده آید، گوید

پیر میخانه که: خوش باشد، اگر جا باشد!

شیخ حیف است که در حلقه ی مستان آید

بگذارید که در صومعه تنها باشد

شست و شویی بده ای باطن می زاهد را

که دگر طعنه به مستان نزند، تا باشد

دوستی نیست خصومت که ترقی نکند

در دلش کینه ی من روغن و دیبا باشد

عقل و دین و دل و جان را همه از ما بردی

ای بت عهدشکن، پیش تو اینها باشد

آفتابی تو و عالم به وجود تو خوش است

حیف باشد که نباشی تو و دنیا باشد

جام می گیر سلیم این همه آشفته مباش

غم عالم نخورد مرد چو دانا باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱سحر شد و دم تأثیر ناله می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۳۶۲عمرها رفت و نشد نام زلیخایی بلند
  3. شمارهٔ ۳۶۳فصلی چنین که بلبل، از شوق جوش دارد
  4. شمارهٔ ۳۶۴امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بود
  5. شمارهٔ ۳۶۵وجودم را غم عشق تو ای بی‌باک می‌سوزد
  6. شمارهٔ ۳۶۶به صحرا آن کمان‌ابرو پی نخجیر می‌آید
  7. شمارهٔ ۳۶۷آبروی تیغ را خونگرمی بسمل برد
  8. شمارهٔ ۳۶۸ماه چون روی او نمی باشد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.