پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

از عیش دل مرا چه رنگ است

این آینه در طلسم زنگ است

کارم چو صبا همه شتاب است

کاری که نمی کنم درنگ است

گشتم پی کام دل جهان را

جایی که نرفته ام فرنگ است

عیش دنیا و قسمت من

صحرای فراخ و کفش تنگ است

از وجد نرفت کس به معراج

صوفی! اینها خیال بنگ است

شوق تو گداخت پیکرش را

هرچند سرشت بت ز سنگ است

از عشق مشو سلیم ایمن

هر موج محیط او نهنگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱لطف این دلشکنان [در حق] ما معلوم است
  2. شمارهٔ ۳۴۲هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است
  3. شمارهٔ ۳۴۳ز دیده اشک چکد روز وصل یار عبث
  4. شمارهٔ ۳۴۴با مدعی گذشته ام بر کنار بحث
  5. شمارهٔ ۳۴۵زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث
  6. شمارهٔ ۳۴۶به من ز یاد رخ اوست گلستان محتاج
  7. شمارهٔ ۳۴۷گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچ
  8. شمارهٔ ۳۴۸شیخ است و خودآرایی بسیار و دگر هیچ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.