پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

از مصلحت الفت به من پیر گرفته ست

این تجربه را از شکر و شیر گرفته ست

دل در طلبت بر ره دریوزه قدم زد

اول ز سر کوچه ی زنجیر گرفته ست

از دام و قفس باک ندارم، بگذارید

صیاد اگر اوست مرا دیر گرفته ست

افسوس که شد از ستم آینه ویران

ملک دل ما را که به شمشیر گرفته ست

از راست روی راه به مقصود توان برد

این تجربه را عقل من از تیر گرفته ست

خاموش ازان همچو سلیمم که درین بزم

راه نفسم اشک گلوگیر گرفته ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰زین پس سر مینای می ناب سلامت!
  2. شمارهٔ ۳۴۱لطف این دلشکنان [در حق] ما معلوم است
  3. شمارهٔ ۳۴۲هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است
  4. شمارهٔ ۳۴۳ز دیده اشک چکد روز وصل یار عبث
  5. شمارهٔ ۳۴۴با مدعی گذشته ام بر کنار بحث
  6. شمارهٔ ۳۴۵زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث
  7. شمارهٔ ۳۴۶به من ز یاد رخ اوست گلستان محتاج
  8. شمارهٔ ۳۴۷گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.