پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث

ما دمکش توایم به آهنگ ساز خبث

عمرت دراز باد که در دورت اژدها

حسرت برد همیشه به عمر دراز خبث

نزدیک تو فرشته نگردد که زیر خاک

می آید از دهان تو بوی پیاز خبث

بعد از طعام هر که بشویی تو دست را

باشد ترا وضو ز برای نماز خبث

حرفی بگو سلیم ز اوضاع روزگار

ما اهل بخیه ایم، مکن احتراز خبث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچ
  2. شمارهٔ ۳۴۸شیخ است و خودآرایی بسیار و دگر هیچ
  3. شمارهٔ ۳۴۹دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ
  4. شمارهٔ ۳۵۰بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح
  5. شمارهٔ ۳۵۱خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح
  6. شمارهٔ ۳۵۲ای کشیده می از قرابهٔ صبح
  7. شمارهٔ ۳۵۳بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلخ
  8. شمارهٔ ۳۵۴حاصل من نیست از شهد سخن جز کام تلخ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.