پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست

جز من کسی حریف تو ای کج کلاه نیست

ای پادشاه حسن، به جنگ شکستگان

تنها بیا، که حاجت خیل و سپاه نیست

گر صد نگاه چشم ترا، عاشقان تو

سازند جمع بر سر هم، یک نگاه نیست!

حرفم نماند تا سخن دوست منع شد

راهم تمام شد که در آن کوی راه نیست

شادم ازین که نیست به روز جزا سلیم

رویی کز آفتاب قیامت سیاه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است
  2. شمارهٔ ۳۰۷شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
  3. شمارهٔ ۳۰۸بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
  4. شمارهٔ ۳۰۹با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
  5. شمارهٔ ۳۱۰معنی رنگین به هر اندیشه نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۱هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
  7. شمارهٔ ۳۱۲شبم این روشنی کز آه دیده ست
  8. شمارهٔ ۳۱۳در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.