پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست

نخورده است سپاهی ز یک سوار، شکست

نمی شود به شکست کسی دلم راضی

شکست رنگ به رویم، اگر خمار شکست

به سوی باغ اگر پا گذاشتم بی تو

ز سرگرانی هر غنچه، شاخسار شکست

ز مومیایی می کی درست می گردد؟

که همچو غنچه دلی دارم و هزار شکست

ز بس که گریه برد لخت دل به دامانم

گمان بری که مرا شیشه در کنار شکست

به پیش زاهد و می خواره انفعالی نیست

مرا که داد خزان توبه و بهار شکست

حریف نیست دلم اضطراب عشق ترا

ز تاب زلزله افتد به کوهسار شکست

سلیم، حیف ز آیینه ی دلی کز مهر

به دوست دادم و گفتم نگاه دار، شکست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰معنی رنگین به هر اندیشه نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۱هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
  3. شمارهٔ ۳۱۲شبم این روشنی کز آه دیده ست
  4. شمارهٔ ۳۱۳در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۴کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
  6. شمارهٔ ۳۱۵شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
  7. شمارهٔ ۳۱۶آفت باد خزان را می توان معذور داشت
  8. شمارهٔ ۳۱۷مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.