پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵

شور عجبی در چمن از بلبل صبح است

از دست منه جام که فصل گل صبح است

از زلف شبم پنجه ی مژگان چه گشاید

این شانه سزاوار خم کاکل صبح است

از بس که طراوت چکد از حسن تو، گویی

رخسار تو شبنم زده همچون گل صبح است

نومیدی من می کشد آخر به امیدی

زلف شبم از سلسله ی سنبل صبح است

درمان دماغ و دل مخمور سلیم است

آن نشأه ی فیضی که به جام مل صبح است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۷مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
  2. شمارهٔ ۳۱۸به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
  3. شمارهٔ ۳۱۹همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
  4. شمارهٔ ۳۲۰از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
  5. شمارهٔ ۳۲۱مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت
  6. شمارهٔ ۳۲۲دلم بی طره ای آشفته حال است
  7. شمارهٔ ۳۲۳ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست
  8. شمارهٔ ۳۲۴به چشم همت من عرصه ی زمین تنگ است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.