پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است

از رخش چون غنچه چشمم تا به مژگان پر گل است

ما به چشم و خضر با پا می رود ره را، ولی

پای او پر خار و چشم ما اسیران پر گل است

چار فصل این گلستان را ندانم نام چیست

این قدر دانم که باز اطراف بستان پر گل است

ساکن بیت الحزن را موسم گلگشت شد

کز نسیم پیرهن صحرای کنعان پر گل است

خارخار دل درین موسم فزون باشد سلیم

هر که را چون غنچه دامن تا گریبان پر گل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲دلم بی طره ای آشفته حال است
  2. شمارهٔ ۳۲۳ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست
  3. شمارهٔ ۳۲۴به چشم همت من عرصه ی زمین تنگ است
  4. شمارهٔ ۳۲۵در مقام بی خطر، آزادگان را خواب نیست
  5. شمارهٔ ۳۲۶حسن با مهر و وفا بیگانه است
  6. شمارهٔ ۳۲۷از خم زلفش دلم با آه و افغان بازگشت
  7. شمارهٔ ۳۲۸آن قدر سوزی که خواهد شعله با آه من است
  8. شمارهٔ ۳۲۹نشان هستی من چون حباب پیرهن است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.