پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

به چشم همت من عرصه ی زمین تنگ است

گشاده است مرا دست و آستین تنگ است

به جان رسیده ام از محرمان طره ی دوست

که عیش مور ز پهلوی خوشه چین تنگ است

زبان ز عهده ی شکر تو چون برون آید؟

که بر بزرگی نام تو این نگین تنگ است

در آستان تو عرض نیاز خواهم کرد

بساط سجده گشاد و مرا جبین تنگ است

ز جوش سبزه ی خط شد تبسمش دلگیر

فغان که جای ز موران بر انگبین تنگ است

چو موج آب روان گشت سوی پیشانی

در آستین تو از بس که جای چین تنگ است!

به آن امید که گیرم سراغ طره ی او

همیشه خانه ام از جوش شانه بین تنگ است

چو بارگاه سلیمان، بساط طبع سلیم

گشاده است، چه حاصل که این زمین تنگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶حسن با مهر و وفا بیگانه است
  2. شمارهٔ ۳۲۷از خم زلفش دلم با آه و افغان بازگشت
  3. شمارهٔ ۳۲۸آن قدر سوزی که خواهد شعله با آه من است
  4. شمارهٔ ۳۲۹نشان هستی من چون حباب پیرهن است
  5. شمارهٔ ۳۳۰قصه ی منصور را سر کرده است
  6. شمارهٔ ۳۳۱چو مجنون بر زبانم حرف او افسانهٔ لیلی‌ست
  7. شمارهٔ ۳۳۲عاشقانیم، به ما طعنه ی دیگر خود نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۳گر عاشقی، از گنه چه باک است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.