پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

عاشقانیم، به ما طعنه ی دیگر خود نیست

گر بود دامن ما پاره، ولی تر خود نیست

نتوانیم ز انصاف گذشت ای زاهد

سبحه هرچند عزیز است، چو ساغر خود نیست

همره نامه فرستم دل خود را سویش

خون او سرختر از خون کبوتر خود نیست

تنگدستان محبت ز کجا، زر ز کجا

سر و جان در ره یار است ولی زر خود نیست

ز آشنایان تو ای آب بقا در عالم

خبر از خضر نداریم [و] سکندر خود نیست

وصل معشوق کسی را چو دهد دست سلیم

چه زیان است در اسلام، برادر خود نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴مرا گوش از بهر پیغام اوست
  2. شمارهٔ ۳۳۵همه تن خون دل من همچو دهان زخم است
  3. شمارهٔ ۳۳۶عشق خونریز که شیر مست است
  4. شمارهٔ ۳۳۷چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست
  5. شمارهٔ ۳۳۸از مصلحت الفت به من پیر گرفته ست
  6. شمارهٔ ۳۳۹از عیش دل مرا چه رنگ است
  7. شمارهٔ ۳۴۰زین پس سر مینای می ناب سلامت!
  8. شمارهٔ ۳۴۱لطف این دلشکنان [در حق] ما معلوم است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.