پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

چو مجنون بر زبانم حرف او افسانهٔ لیلی‌ست

کسی کو آشنای او بود، بیگانهٔ لیلی‌ست

عجب دارم که مجنون، تر کند لب از می کوثر

به محشر گر نگویندش که این پیمانهٔ لیلی‌ست

ز عشق پاک خود مشاطهٔ حسن نکویانم

دلم آیینهٔ شیرین و دستم شانهٔ لیلی‌ست

ز تأثیر محبت این قدر کافی‌ست مجنون را

که هرکس بیند او را، گوید این دیوانهٔ لیلی‌ست

اجل مشکل که بتواند شکار خود کند او را

که مرغ روح مجنون صید دام و دانهٔ لیلی‌ست

نظر بر روی او دارم، ولی بی‌طاقتی برجاست

دلم سرمنزل مجنون و چشمم خانهٔ لیلی‌ست

حدیث دین و دنیا را سلیم از وی چه می‌پرسی

که مجنون را همیشه گوش بر افسانهٔ لیلی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳گر عاشقی، از گنه چه باک است
  2. شمارهٔ ۳۳۴مرا گوش از بهر پیغام اوست
  3. شمارهٔ ۳۳۵همه تن خون دل من همچو دهان زخم است
  4. شمارهٔ ۳۳۶عشق خونریز که شیر مست است
  5. شمارهٔ ۳۳۷چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست
  6. شمارهٔ ۳۳۸از مصلحت الفت به من پیر گرفته ست
  7. شمارهٔ ۳۳۹از عیش دل مرا چه رنگ است
  8. شمارهٔ ۳۴۰زین پس سر مینای می ناب سلامت!
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.