پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

همه تن خون دل من همچو دهان زخم است

همه اندام من از درد، مکان زخم است

چاره ی درد دلم کاوش مژگان تو کرد

این غلط بوده که الماس زیان زخم است

زخم از بس به سر زخم بود بر دل من

تا جگر تیر تو آنجا به میان زخم است

باورم نیست که تا روز قیامت برود

حسرت روی تو در دل چو نشان زخم است

مرهم از زخم دلم می کشد آزار سلیم

بی سبب نیست اگر دشمن جان زخم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست
  2. شمارهٔ ۳۳۸از مصلحت الفت به من پیر گرفته ست
  3. شمارهٔ ۳۳۹از عیش دل مرا چه رنگ است
  4. شمارهٔ ۳۴۰زین پس سر مینای می ناب سلامت!
  5. شمارهٔ ۳۴۱لطف این دلشکنان [در حق] ما معلوم است
  6. شمارهٔ ۳۴۲هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است
  7. شمارهٔ ۳۴۳ز دیده اشک چکد روز وصل یار عبث
  8. شمارهٔ ۳۴۴با مدعی گذشته ام بر کنار بحث
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.