پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

آن قدر سوزی که خواهد شعله با آه من است

هر زر داغی که دارد عشق، تنخواه من است

در جگر آبم نمانده، گریه را سامان کجاست

آستینم تر ز ننگ دست کوتاه من است

نرگسی بر رهگذار خویش دیدم، سوختم

نوغزال من همانا چشم بر راه من است

نیست آزادی نصیب من، که هرجا می روم

بند و زنجیرم چو فیل مست همراه من است

بس که اخوانند چون یوسف به من نامهربان

گرگ همچون پاسبانان بر سر چاه من است

احتیاجم نیست بر شاهان عالم چون سلیم

در جهان هرجا که درویشی بود، شاه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰قصه ی منصور را سر کرده است
  2. شمارهٔ ۳۳۱چو مجنون بر زبانم حرف او افسانهٔ لیلی‌ست
  3. شمارهٔ ۳۳۲عاشقانیم، به ما طعنه ی دیگر خود نیست
  4. شمارهٔ ۳۳۳گر عاشقی، از گنه چه باک است
  5. شمارهٔ ۳۳۴مرا گوش از بهر پیغام اوست
  6. شمارهٔ ۳۳۵همه تن خون دل من همچو دهان زخم است
  7. شمارهٔ ۳۳۶عشق خونریز که شیر مست است
  8. شمارهٔ ۳۳۷چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.