پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است

به دست طفل، فرمان سلیمان کاغذ باد است

به دولت چون غلامان اهل صورت این لقب دادند

وگرنه نام او در عالم منی خداداد است

برای دلخراشی در محبت ناخنی دارم

ز اسباب دو عالم، تیشه ای در دست فرهاد است

پس از مردن مگر بر خاک من افتد گذار او

مرا صد مصلحت در مرگ همچون خواب صیاد است

چنانم خاک این گلزار دامنگیر گردیده ست

که موج سبزه بر پای دلم زنجیر فولاد است

سلیم از دوری او آنچنان در باغ دلگیرم

که برگ بید پنداری به فرقم تیغ جلاد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
  2. شمارهٔ ۳۲۰از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
  3. شمارهٔ ۳۲۱مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت
  4. شمارهٔ ۳۲۲دلم بی طره ای آشفته حال است
  5. شمارهٔ ۳۲۳ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست
  6. شمارهٔ ۳۲۴به چشم همت من عرصه ی زمین تنگ است
  7. شمارهٔ ۳۲۵در مقام بی خطر، آزادگان را خواب نیست
  8. شمارهٔ ۳۲۶حسن با مهر و وفا بیگانه است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.