پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

شبم این روشنی کز آه دیده ست

کجا از شمع مهر و ماه دیده ست

خزان رو بر در باغ که آرد؟

که دیوار مرا کوتاه دیده ست

غم از ویرانی عالم ندارد

گدا این شیوه را از شاه دیده ست

نشد بر تخت شیرین کام یوسف

ز بس تلخی ز آب چاه دیده ست

ز شادی نیست در منزل قرارم

که قاصد یار را در راه دیده ست

سلیم از آن چراغش گشت روشن

که آیینه به آن رو، ماه دیده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
  2. شمارهٔ ۳۱۵شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
  3. شمارهٔ ۳۱۶آفت باد خزان را می توان معذور داشت
  4. شمارهٔ ۳۱۷مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
  5. شمارهٔ ۳۱۸به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
  6. شمارهٔ ۳۱۹همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
  7. شمارهٔ ۳۲۰از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
  8. شمارهٔ ۳۲۱مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.