پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت

نسیم گل به رهم عادت سموم گرفت

به روز حشر ترا دادخواه چندان نیست

که دامن تو توانم در آن هجوم گرفت

چو عزم غارت من کرد، اول از دستم

جنون عشق تو سررشته ی رسوم گرفت

فروغ حسن تو هرجا که زور پنجه نمود

ز سنگ، آینه ی آب را به موم گرفت

سلیم، مانع آه دلم نشد ناصح

چگونه روزن مجمر توان به موم گرفت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۴کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
  3. شمارهٔ ۳۱۵شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
  4. شمارهٔ ۳۱۶آفت باد خزان را می توان معذور داشت
  5. شمارهٔ ۳۱۷مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
  6. شمارهٔ ۳۱۸به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
  7. شمارهٔ ۳۱۹همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
  8. شمارهٔ ۳۲۰از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.