پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست

در کوه جز خیال توام یار غار نیست

هر ریشه رشته ای ست که از پا برآمده ست

آب و هوای این چمنم سازگار نیست

با تشنگی بساز که چون می درین چمن

یک جرعه آب نیست که آن را خمار نیست

واقف کسی ز راز جهان نیست، کز محیط

خاشاک ظاهر است و گهر آشکار نیست

راز برهنگان جنون بی نهایت است

دریا کنار دارد و ما را کنار نیست

شاهان برو سلیم چرا رشک می برند؟

ملک سخن چو بیش ز یک گوشوار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
  2. شمارهٔ ۳۱۶آفت باد خزان را می توان معذور داشت
  3. شمارهٔ ۳۱۷مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
  4. شمارهٔ ۳۱۸به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
  5. شمارهٔ ۳۱۹همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
  6. شمارهٔ ۳۲۰از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
  7. شمارهٔ ۳۲۱مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت
  8. شمارهٔ ۳۲۲دلم بی طره ای آشفته حال است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.