پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت

تا زبان باشد، نمی باید سخن در دل گرفت

بیخودی در وصل از من انتقام خود کشید

داد دل از کشتی ما موج در ساحل گرفت

عشق از قید گرانجانی مرا آزاد کرد

همچو برق از جا جهد، آتش چو در کاهل گرفت

زان بود در حشر از اجر شهادت بی نصیب

کز تپیدن خونبهای خویش را بسمل گرفت

در سراغ کوی او از کعبه خواهم همتی

از برای راه باید توشه در منزل گرفت

دل کجا ماند، سراپای مرا چون عشق سوخت

حال پروانه مپرس آتش چو در محفل گرفت

هستی ما کی حریف عشق می گردد سلیم

پیش راه سیل را نتوان به مشتی گل گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
  2. شمارهٔ ۳۱۰معنی رنگین به هر اندیشه نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۱هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
  4. شمارهٔ ۳۱۲شبم این روشنی کز آه دیده ست
  5. شمارهٔ ۳۱۳در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۴کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
  7. شمارهٔ ۳۱۵شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
  8. شمارهٔ ۳۱۶آفت باد خزان را می توان معذور داشت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.