پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است

چراغ بزم سلیمان مصاحب باد است

دماغ نکهت گل نیست ما خموشان را

به عندلیب بگویید این چه فریاد است

کسی نمانده که گیرد خبر ز حال کسی

به باغ نوحه ی قمری ز فوت صیاد است

به کار خویش همه محکم اند اهل جهان

برای مخزن خود غنچه قفل فولاد است

غبار گشت و ز سرگشتگی خلاص نشد

چه شورش است که در خاک آدمیزاد است؟

کسی ندیده ز خوبان وفا، مکش آزار

ببین چه قهقهه ای کبک را به فرهاد است

به حسن بت چو برهمن تعجب من دید

به خنده گفت که این رتبه ای خداداد است

به کوی او که رساند سلیم خاک مرا؟

اگر کسی زند آبی بر آتشم، باد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
  2. شمارهٔ ۳۰۹با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
  3. شمارهٔ ۳۱۰معنی رنگین به هر اندیشه نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۱هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
  5. شمارهٔ ۳۱۲شبم این روشنی کز آه دیده ست
  6. شمارهٔ ۳۱۳در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست
  7. شمارهٔ ۳۱۴کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
  8. شمارهٔ ۳۱۵شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.