پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست

چون صورت فرنگ، نگاهش نگاه نیست

دل ها ز راز یکدگر آگاه نیستند

آیینه را به خانه ی آیینه راه نیست

دایم چو آفتاب سفید است روی من

چشمی مرا به سرمه ی مردم سیاه نیست

بی برگی جهان همه معلوم من شده ست

گل چون طلب کنم که به باغش گیاه نیست

غافل مشو که مردم درویش را سلیم

در خرقه هست پشمی، اگر در کلاه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
  2. شمارهٔ ۳۰۸بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
  3. شمارهٔ ۳۰۹با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
  4. شمارهٔ ۳۱۰معنی رنگین به هر اندیشه نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۱هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
  6. شمارهٔ ۳۱۲شبم این روشنی کز آه دیده ست
  7. شمارهٔ ۳۱۳در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۴کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.