پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است

خامه در دست هنرور، تیر روی ترکش است

روزی کس کی خورد هرگز کسی، زان چوب را

آب نتواند فرو بردن که رزق آتش است

در چمن ترسم رود آخر به تاراج خزان

آنچه اسباب تعلق غنچه را در مفرش است

نفس را تحریک نتوان کرد در لهو و لعب

تازیانه آفتی باشد چو توسن سرکش است

قسمت ما نیست آبی در جهان، ورنه سلیم

آنچه بسیار است در غمخانه ی ما، آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
  2. شمارهٔ ۳۱۲شبم این روشنی کز آه دیده ست
  3. شمارهٔ ۳۱۳در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۴کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
  5. شمارهٔ ۳۱۵شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
  6. شمارهٔ ۳۱۶آفت باد خزان را می توان معذور داشت
  7. شمارهٔ ۳۱۷مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
  8. شمارهٔ ۳۱۸به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.