پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است

هرگاه که امیدی ازو نیست چه بیم است

زان شعله که از طور دلم کرد تجلی

یک اخگر افروخته در دست کلیم است

از پهلوی ما جای به مجنون نشود تنگ

صحرا به گشادی چو کف دست کریم است

بر مور میفکن نظر از چشم حقارت

مو گرچه ضعیف است ولی جزو گلیم است

در عشق تو مردن چو شکر خواب صبوحی

موقوف اجل نیست، که آن رسم قدیم است

با همنفسان گفت شب از شور فغانم

دانید که این هرزه درا کیست؟ سلیم است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
  2. شمارهٔ ۳۰۶دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است
  3. شمارهٔ ۳۰۷شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
  4. شمارهٔ ۳۰۸بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
  5. شمارهٔ ۳۰۹با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
  6. شمارهٔ ۳۱۰معنی رنگین به هر اندیشه نیست
  7. شمارهٔ ۳۱۱هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
  8. شمارهٔ ۳۱۲شبم این روشنی کز آه دیده ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.