پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست

یوسف از خیل اسیران گریبان چاک اوست

گر سری دارم به زلف خوبرویان دور نیست

کز پریشان خاطری پندارم آن فتراک اوست

بخت آنم کو، که گوید چون رسد بر تربتم

داشتم بی خان و مانی، کشته شد، این خاک اوست

چشم سوزن گریه آلود است از چاک دلم

این سخن را شاهد من رشته ی نمناک اوست

در نگیرد صحبت ما با شقایق در خزان

اول مستی ما و آخر تریاک اوست

نیست آزادی کسی را در جهان غیر از سلیم

هرچه دارد روزگار از بهر جان پاک اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست
  2. شمارهٔ ۳۰۵واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
  3. شمارهٔ ۳۰۶دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است
  4. شمارهٔ ۳۰۷شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
  5. شمارهٔ ۳۰۸بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
  6. شمارهٔ ۳۰۹با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
  7. شمارهٔ ۳۱۰معنی رنگین به هر اندیشه نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۱هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.