پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت

که گریه شد عرق شرم و از جبینم ریخت

فلک موافق هر طبع دید صاف مرا

ازان چو ساغر خورشید بر زمینم ریخت

به من ز عشق تو گردید زندگانی تلخ

چه زهر بود که دوران در انگبینم ریخت

گذشتم از تو چنان آستین فشان آخر

که داغ عشق تو چون گل ز آستینم ریخت

چنان سلیم به ننگ است نامم آلوده

که همچو قطره ی خون، آب از نگینم ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲یار ما مونس بد و نیک است
  2. شمارهٔ ۲۶۳دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است
  3. شمارهٔ ۲۶۴خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است
  4. شمارهٔ ۲۶۵من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است
  5. شمارهٔ ۲۶۶خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست
  6. شمارهٔ ۲۶۷بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است
  7. شمارهٔ ۲۶۸آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
  8. شمارهٔ ۲۶۹بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.