پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است

زمان سیر گل و لاله زار نزدیک است

فتاده ام به طلسم قفس، چه چاره کنم

ز باغ دورم و فصل بهار نزدیک است

به حرف عشق، همین کوهکن بود امروز

که پاره ای سخن او به کار نزدیک است

نوید دولت دنیا چنان بود کز مهر

دهند مژده به مجرم که دار نزدیک است

چو نیست قوت یک گام رفتنم از ضعف

چه سود ازین که ره کوی یار نزدیک است

حدیث قرب وطن پیش من مگوی، چه سود

که سیل بادیه را کوهسار نزدیک است

به خانه می نتوان خورد در بهار سلیم

کنار کشت و لب جویبار نزدیک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
  2. شمارهٔ ۲۷۲در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است
  3. شمارهٔ ۲۷۳شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
  4. شمارهٔ ۲۷۴از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
  5. شمارهٔ ۲۷۵مرا کی از سبوی می گزیر است
  6. شمارهٔ ۲۷۶شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
  7. شمارهٔ ۲۷۷ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
  8. شمارهٔ ۲۷۸از شوق تو دل همره عمر گذران است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.