پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت

آخر همای تیر تو از استخوان گذشت

پایم ز کوی او چه عجب گر بریده شد

تا کی به روی شیشه ی دل ها توان گذشت؟

گفتم حذر ز ناله ی من کن، فلک نکرد

اکنون دگر چه سود که تیر از کمان گذشت

امشب ز شیونی که کشیدند بلبلان

پنداشتم به باغ مگر باغبان گذشت

از بس که خورد خون شهیدان عشق را

کار زمین کوی تو از آسمان گذشت

از شغل عشق نیست سر کفر و دین مرا

دیگر سلیم کار من از این و آن گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
  2. شمارهٔ ۲۷۷ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
  3. شمارهٔ ۲۷۸از شوق تو دل همره عمر گذران است
  4. شمارهٔ ۲۷۹خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست
  5. شمارهٔ ۲۸۰درین حدیقه دل مستمند بسیار است
  6. شمارهٔ ۲۸۱در دلم بگذشت و چشمم اشک بی‌تابانه ریخت
  7. شمارهٔ ۲۸۲ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
  8. شمارهٔ ۲۸۳چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.