پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است

این قدر صبر که کردم من مخمور بس است

ای سلیمان، چه به خیل و حشمت می نازی

در شکست تو کمر بستن یک مور بس است

توشه ی راه گلستان می گلگون کافی ست

باربردار دل ما خر طنبور بس است!

رحمی ای اختر طالع که دگر تاب نماند

بر دلم چند زنی نیش چو زنبور بس است

کیمیایی به از افیون نبود پیران را

شاهد این سخنم فلفل و کافور بس است

گوشه ای گیر به کشمیر سلیم و بنشین

رفتن و آمدن اگره و لاهور بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است
  2. شمارهٔ ۲۸۶حکایت لب او همچو قند مشهور است
  3. شمارهٔ ۲۸۷مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۸غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست
  5. شمارهٔ ۲۸۹شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت
  6. شمارهٔ ۲۹۰گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت
  7. شمارهٔ ۲۹۱نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماست
  8. شمارهٔ ۲۹۲بیا که دل ز ورق حرف کینه خواهی شست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.