پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست

لاله را داغ می گلگون به دامان از کجاست

خاطر ما چون کند ضبط دل از آشفتگی؟

گل چه می داند ره چاک گریبان از کجاست

رهزنی چون عشق دارد دل، ز حال او مپرس

عاقلان دانند این دیوانه عریان از کجاست

کارها فرهاد کرد و عاقبت کاری نساخت

عشق پندارند آسان است، آسان از کجاست

در محبت چشم نتوانم به یکدیگر نهاد

من ندانم این همه خواب پریشان از کجاست

هست تا سرمایه ی خست، مترس از احتیاج

کشتی خودبسته ای بر خشک، طوفان از کجاست

شکوه در پیری مناسب نیست از قسمت سلیم

نان خشکی چون صدف داریم، دندان از کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت
  2. شمارهٔ ۲۹۱نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماست
  3. شمارهٔ ۲۹۲بیا که دل ز ورق حرف کینه خواهی شست
  4. شمارهٔ ۲۹۳سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است
  5. شمارهٔ ۲۹۴شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت
  6. شمارهٔ ۲۹۵کاروان اشک هرگه بی توام از دل گذشت
  7. شمارهٔ ۲۹۶بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست
  8. شمارهٔ ۲۹۷ای گل دگر ز دست کجا می گذارمت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.