پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است

خاستن از سر جان عشق ترا تعظیم است

شوق دیدار به هرجا که شود حوصله سوز

تیشه ی بتگری از ناخن ابراهیم است

مطلب کسوت سلطان و گدا خرسندی ست

هر کلاهی که سری گرم کند دیهیم است

نیک و بد آنچه ز طفلان دبستان شنود

طفل را هوشی اگر هست، همه تعلیم است

نه همین گل به سر از عزت زر جا دارد

دلنشین همه کس نغمه ی ساز از سیم است

این سرشکی که تو داری به ره شوق، سلیم

در یبابان مشو ایمن که ز طوفان بیم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵کاروان اشک هرگه بی توام از دل گذشت
  2. شمارهٔ ۲۹۶بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست
  3. شمارهٔ ۲۹۷ای گل دگر ز دست کجا می گذارمت
  4. شمارهٔ ۲۹۸راحتی ما را اگر می باشد از آزار ماست
  5. شمارهٔ ۲۹۹رفتی و از نقش رویت دیده ی خونین پر است
  6. شمارهٔ ۳۰۰هر کجا موجی ست، از مژگان ما برخاسته ست
  7. شمارهٔ ۳۰۱خونم از دوری می در تن لاغر خشک است
  8. شمارهٔ ۳۰۲خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.