پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

هر کجا موجی ست، از مژگان ما برخاسته ست

ابر تر گردی ست کز دامان ما برخاسته ست

همت ما ذره را از خاک تنها برنداشت

گوی خورشید از خم چوگان ما برخاسته ست

سینه را دشمن سپر کرده ست پنداری که باز

موی جوهر بر تن پیکان ما برخاسته ست

ای فلک تا نیم جانی هست، سامانی بده

تا تو فکر نان کنی، مهمان ما برخاسته ست

هر کسی را از پی کاری سلیم انگیختند

آسمان بر پا برای جان ما برخاسته ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
  2. شمارهٔ ۳۰۳خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
  3. شمارهٔ ۳۰۴آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست
  4. شمارهٔ ۳۰۵واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
  5. شمارهٔ ۳۰۶دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است
  6. شمارهٔ ۳۰۷شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
  7. شمارهٔ ۳۰۸بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
  8. شمارهٔ ۳۰۹با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.