پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

رفتی و از نقش رویت دیده ی خونین پر است

گر چمن از گل تهی شد، دامن گلچین پر است

جای ما صحراست، ای مجنون در اینجا رحم نیست

دامن طفلان این شهر از دل سنگین پر است

خنده ای دارد که از منقار او خون می چکد

کبک را از بس که دل از ناخن شاهین پر است

درد دل گفتن مرا سودی ندارد با طبیب

گوش او از پنبه همچون صورت بالین پر است

گر تمنای شراب عافیت داری سلیم

جام زر خالی‌ست، اما کاسهٔ چوبین پر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱خونم از دوری می در تن لاغر خشک است
  2. شمارهٔ ۳۰۲خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
  3. شمارهٔ ۳۰۳خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
  4. شمارهٔ ۳۰۴آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست
  5. شمارهٔ ۳۰۵واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
  6. شمارهٔ ۳۰۶دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است
  7. شمارهٔ ۳۰۷شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
  8. شمارهٔ ۳۰۸بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.