پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

ای گل دگر ز دست کجا می گذارمت

نتوان فریب داد مرا، خوب دارمت

از تو ندیده ام به جهان بی وفاتری

باور مکن گر اهل وفا می‌شمارمت

در روزگار نیست مرا چون تو دشمنی

در حیرتم که این همه چون دوست دارمت؟

کاری نکرده ای که نصیبم مباد، اگر

از پیش دیده دور شوی یاد دارمت

ذوقی چنان به صحبت وقت وداع نیست

جان عزیز من، به خدا می سپارمت

چشم سرایت از تو مرا ای سرشک نیست

تخمی نه ای که از پی حاصل بکارمت

خوش آن زمان سلیم که پرسد چو نام من

گویم فلان غلام وفادار خوارمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹رفتی و از نقش رویت دیده ی خونین پر است
  2. شمارهٔ ۳۰۰هر کجا موجی ست، از مژگان ما برخاسته ست
  3. شمارهٔ ۳۰۱خونم از دوری می در تن لاغر خشک است
  4. شمارهٔ ۳۰۲خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
  5. شمارهٔ ۳۰۳خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
  6. شمارهٔ ۳۰۴آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست
  7. شمارهٔ ۳۰۵واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
  8. شمارهٔ ۳۰۶دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.