پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست

گر ز جان نتوان گذشتن، می توان از دل گذشت

مگذر از مستی که در این وادی پرانقلاب

آفت رهزن نبیند هر که او غافل گذشت

ناخنت از کار رفت و وانشد از زر گره

زحمت بیهوده، ای منعم مکش سایل گذشت

عشقم از بس بسته راه جلوه ی او را سلیم

عزم هرجا کرد آن بدخو، مرا از دل گذشت

سیر و دورم بر مراد از طالع ناساز نیست

مرغ بسمل گر پر و بالی زند پرواز نیست

هرچه در دل پرتو اندازد، ظهوری می کند

گر به معنی بنگری، آیینه صورت باز نیست

پنبه در گوش است ما را از حدیث انجمن

نشنود حرف کسی را هر که او غماز نیست

برنمی آید ز دست هرکسی رسم کرم

شیوه ی همت درین دوران، کم از اعجاز نیست

مطلب از بیش و کم دنیا اگر خرسندی است

از سلیمان هیچ فرقی تا کبوترباز نیست

پیش گل نتوان حدیث روی او گفتن سلیم

هر که گوشی پهن سازد، محرم این راز نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸راحتی ما را اگر می باشد از آزار ماست
  2. شمارهٔ ۲۹۹رفتی و از نقش رویت دیده ی خونین پر است
  3. شمارهٔ ۳۰۰هر کجا موجی ست، از مژگان ما برخاسته ست
  4. شمارهٔ ۳۰۱خونم از دوری می در تن لاغر خشک است
  5. شمارهٔ ۳۰۲خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
  6. شمارهٔ ۳۰۳خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
  7. شمارهٔ ۳۰۴آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست
  8. شمارهٔ ۳۰۵واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.