پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت

از طرب چون صبح صوفی سبحه را پیمانه ساخت

گلشن از بلبل، من و بزمی که گر حاجت شود

می توان صد رنگ گل از یک پر پروانه ساخت

بی ادای آشنایی کی دل از جا می رود

دام را صیاد ازان همچون کبوترخانه ساخت

الفت اهل جهان را باعثی در کار نیست

عاقلی نبود اگر دیوانه با دیوانه ساخت

در حصار عافیت ایمن مباش از حادثات

تا به کی از موم چون زنبور بتوان خانه ساخت

قصهٔ رسوایی او نقل هر مجلس شده ست

گفتگوی خویش را آخر سلیم افسانه ساخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست
  2. شمارهٔ ۲۹۷ای گل دگر ز دست کجا می گذارمت
  3. شمارهٔ ۲۹۸راحتی ما را اگر می باشد از آزار ماست
  4. شمارهٔ ۲۹۹رفتی و از نقش رویت دیده ی خونین پر است
  5. شمارهٔ ۳۰۰هر کجا موجی ست، از مژگان ما برخاسته ست
  6. شمارهٔ ۳۰۱خونم از دوری می در تن لاغر خشک است
  7. شمارهٔ ۳۰۲خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
  8. شمارهٔ ۳۰۳خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.