پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت

بوی گل جنون ز دماغم به در نرفت

هر کس به راه شوق تو چون شعله گرم خاست

همچون شرار، یک دو قدم بیشتر نرفت

گفتم ز ضعف عشق تو دستی به سر زنم

چندان که سعی بیش نمودم به سر نرفت

آن مرغ عاجزم که مرا در تمام عمر

چون زلف او شکستگی از بال و پر نرفت

از بس به حرص دامن دنیا گرفته ای

چون غنچه رفت مشت تو برباد و زر نرفت

راه عدم چو عاقبت کار رفتنی ست

آسوده آن کسی که ز پشت پدر نرفت

رونق ز کعبه بس که خرابات برده است

یک بار هر که رفت در آنجا، دگر نرفت

بر من سلیم آنچه ز عشق بتان گذشت

بر شمع انجمن ز نسیم سحر نرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماست
  2. شمارهٔ ۲۹۲بیا که دل ز ورق حرف کینه خواهی شست
  3. شمارهٔ ۲۹۳سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است
  4. شمارهٔ ۲۹۴شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت
  5. شمارهٔ ۲۹۵کاروان اشک هرگه بی توام از دل گذشت
  6. شمارهٔ ۲۹۶بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست
  7. شمارهٔ ۲۹۷ای گل دگر ز دست کجا می گذارمت
  8. شمارهٔ ۲۹۸راحتی ما را اگر می باشد از آزار ماست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.